جلد بی شرح

 

از ورق زدن بهارها و پاییزهای جهان خسته ام..

فصل پنجمی خلق کن

آقای نویسنده.

گاه

 

رازم باش

تا در سراسر جهان

تو را فاش کنم

"نه ای دوست غروبی ابدی ست"

 

یک روز دور تمام جاده ها سیم خاردار می کشم خودم.

 

صبح

 

از جای خالی ت هنوز عشق می تابد.