179
بوی کوچه های پاییزی را داشت
زنی که از دوست داشتن تو برمی گشت.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 14:18 توسط لیلا مهرکیش
|
بوی کوچه های پاییزی را داشت
زنی که از دوست داشتن تو برمی گشت.
برگرد،
تا دنیا برگهای تازه اش را رو نکرده است.
یخ کرده ایم
من و آسمان و غذایی که دوست داشتی.
به کوچه دوخته ای چراغ چشمهات،
که تنها به این خانه روا بود..
نفرین به سکوتی که جز با صدای تو بشکند.