38/ تکلیف

 

آن مرد با باران رفت

باران من نبودم.

 

قلم قلب دارد

37/نور

 

درست مثل پنجره ی این زندان

گشوده و دور از دسترس:

آغوش تو

 

قلبی روی سینه ی دیوار

36/سپید

 

نگرد

نیست

نامم در خاطرت

 

کوچه هایی که در من پیچیده اند

35/آی....آی پی

 

وبگذر

شرمنده و  دست خالی.

:

تو باز هم نیامده ای.

 

سیب خوردن در تاریکی

34/بی ها ت

 

رهام می کنی زرد و خشکیده

بی که بدانی

 به پای تو افتادن

مرگ هردوی ماست درخت من

 

درختهایی که پرواز کردند

32/تو

 

بهترین دانه ی انار

همیشه همانی ست

که از دامنت سُر خورده است.

 

سیب خوردن در تاریکی

31/بالدار

 

صدایم نکرده بودی 

من بیخودی پریده بودم

 از دهنت.

 

قلبی روی سینه ی دیوار

30/عیاری

 

انگار از تو حرف می زنند

همه ی زن های جهان

وقتی عاشق می شوند

 

قلبی روی سینه ی دیوار

29/دنباله های گره خورده

 

خوشا

پریدن

به خواب ها

 

کوچه هایی که در من پیچیده اند

28/زادروز/ یا:شنیده ای که دنیایی به دنیا آمده باشد؟

 

کاش

 

به دنیام

                  بیایی

 

 قلب روی سینه ی دیوار